Sunday، January 23، 2011

زنگ‌ها براي كه به صدا در آمده‌اند؟

حوادث يك ماه گذشته در تونس، شايد يكي از مهمترين رويدادهاي سياسي ـ اجتماعي در اين كشور شمال افريقايي طي چند دهه گذشته باشد. حوادثي كه منجر به فرار «زين‌العابدبن بن علي» رئيس‌جمهور نظامي اين كشور از تونس شد. اين رويداد زنگ‌هاي هشدار را در سراسر جهان عرب و به خصوص در بين ديگر دوستان و متحدان غرب در جهان به صدا در آورده است.

تونس، به ظاهر يكي از آرام‌ترين كشورهاي عرب و افريقا به‌شمار مي‌رفت كه به جزيره ثبات و آرامش شمال در افريقا معروف شده بود. در سال‌هاي اخير كوچك‌ترين نارضايتي اقتصادي در اين كشور كوچك ده ميليوني كه به «سرزمين گل ياس» معروف است، از سوي خبرگزاري‌هاي غربي گزارش نشده بود. بازار توريسم در اين سرزمين به شدت داغ بود و فرودگاه‌هاي آن دقيقه به دقيقه پذيراي هزاران توريستي بودند كه به خصوص از فرانسه به اين كشور وارد مي‌شدند.

زين‌العابدين بن علي، متحد «قابل اعتماد» غرب و به خصوص فرانسه بود. او مسير صعود به قدرت را از تحصيل نظامي و اطلاعاتي در دانشگاه‌هاي فرانسه و آمريكا و سپس دستياري «حبيب بورقيبه» شروع كرده بود. درس اسلام ستيزي، يا بهتر گفته شود اسلام‌زدايي و غرب زدگي را در مكتب بورقيبه فرا گرفته و سال‌ها در مسند فرماندهي «استخبارات» تونس به آرمان‌هاي بورقيبه خدمت كرده بود. روزي هم كه بورقيبه گرفتار كهولت و نسيان شد، خود او با حمايت غرب و به خصوص فرانسه در يك كودتاي بدون خونريزي زمام امور در سرزمين كارتاژها، در دست گرفت.

زماني در تونس با سالخوردگان تونسي در باب اسلام ستيزي صحبت مي‌كردم. مي‌گفتند تظاهر به اسلام گرايي اعم از در دست گرفتن تسبيح، اصرار بر خواندن نماز جماعت و روزه داري در اين دوران آثار و عواقب جبران‌ناپذيري داشته است. در زمان بورقيبه در ماه رمضان هر سال در نيمه‌هاي روز به بهانه حفظ سلامت و تغذيه كارمندان، كارگران و دانشجويان به آن‌ها شير مي‌خوراندند. هر كس كه در ماه رمضان از خوردن شير اهدايي بورقيبه امتناع مي‌كرد، تبعاً در فهرست سياه حكومت قرار مي‌گرفته است.‏

در باب غرب گرايي بورقيبه و بن علي هم سخن فراوان است. غرب به شدت از بورقيبه و سپس از بن علي حمايت مي‌كرد. چشم بر هر نوع نقض حقوق بشر در اين كشور بست. آن چه در حوزه سركوب و اختناق در تونس رخ مي‌داد، هرگز مورد اعتراض دولتمردان و رسانه‌هاي غرب قرار نگرفت. ‏

بن علي، علاوه بر آن كه دوره‌هاي نظامي پيشرفته را در فرانسه و آمريكا گذرانده بود، فارغ‌التحصيل مدرسه عالي اطلاعاتي ايالت مريلند آمريكا هم بود. معناي اين مشخصه آن است كه وي در به كار بردن شيوه‌هاي اطلاعاتي و نظامي براي سركوب مردم مسلمان تونس از تخصص بالايي كه مورد تائيد غرب باشد برخوردار بود.‏

اما روزي رسيد كه يك جوان سبزي فروش تونسي به نام «محمد البوعزيزي» در بازار تونس مورد عتاب ظالمانه نيروهاي بن علي قرارگرفت. او خود را آتش زد و با اين كار احساسات مردم تونس را شعله ور كرد. مردم تونس ابتدا به حمايت از آن جوان سبزي فروش و رفته رفته به دادخواهي خود، به خيابان‌ها آمدند و در حالي كه از دست متحدان غربي بن علي هيچ كاري بر نيامد كار را تمام كردند. غرب باور نداشت كه ستون استوار منافع خود را در شمال افريقا در چنين مدت كوتاهي در خطر ببيند.

انعكاس رسانه‌اي تحولات تونس در رسانه‌هاي غرب و به خصوص در رسانه‌هاي فرانسه، بسيار قابل تامل است. اگر حوادثي با اين انگيزه و در اين مقياس در هر كشور ديگري رخ داده بود رسانه‌هاي غربي غوغا به پا مي‌كردند. اما در قبال تحولات تونس، مماشات و چشم پوشي را در انعكاس خبري رسانه‌هاي غربي و به خصوص تلويزيون‌هاي فرانسوي به خوبي ديديم.

بعد از ظهر روز جمعه 24 دي كه بن علي در حال فرار از تونس بود، رسانه‌هاي غربي نشانه عمده‌اي از افزايش دامنه بحران ابراز نمي‌كردند. حتي وقتي هواپيماي حامل بن علي و همسرش روي آسمان «مالت» به پرواز در آمد و اغلب شبكه‌هاي تلويزيوني جهان برنامه‌هاي عادي خود را قطع و خبر تحول مهم تونس را انعكاس دادند، تلويزيون بين‌المللي فرانسه مصرانه سعي در چشم پوشي عمق بحران داشت.

فرار شبانه بن علي از تونس، نمايانگر به گِل نشستن حمايت‌هاي غرب و به خصوص فرانسه از حكومتي بود كه هيچ پايگاه مردمي نداشت و يگانه هنرش وابستگي كامل به غرب بود. و زنگ خطر در همين جاست كه طنين مي‌اندازد. زنگ خطري كه در تونس نواخته شده است، بايد خيلي از رهبران شمال افريقا و همچنين رهبران عرب به خصوص در مصر و اردن را متوجه كند كه نداشتن پايگاه مردمي و اتكاي كامل به قدرت‌هاي بزرگ و نيروهاي خارجي به جز اين نتيجه‌اي در بر ندارد چرا كه اين قاعده تاريخ است.‏

علي اكبر عبدالرشيدي