هر چه بود، خروج بن علي و تحولات بعدي آن نشان داد كه بحران تونس عميقتر و ريشه دارتر از آن است كه بتوان با يك ترفند ساده و ابتدائي راه را بر رويدادي كه مختصات يك انقلاب را دارد ببندد. انقلاب تونس رفته رفته چهره حقيقي خود را نمايان ميكند و بر خلاف انتظار تحليلگران غربي ماجرا دامنه دارتر از آن شده است كه قابل پيش بيني بود. به قول يك تحليلگر عرب امروز همه ملتهاي عرب آرزومند پيروزي انقلاب تونس هستند و اغلب رهبران عرب كه سرنوشتي مشابه بنعلي را براي خود متصور ميبينند براي ناكامي اين انقلاب دست به دعا شدهاند.
تونس پرده بسيار مهمي از تحولات سياسي - اجتماعي جهان امروز است. تونس نشان داد كه شصت سال مماشات و اغماض غرب بر ديكتاتوري و خودكامگي متحدانش در كشورهاي عربي نتوانسته است ثبات، امنيت و مردمسالاري را در خاورميانه استقرار بخشد.
غربيها باور نداشتند كه تودههاي عرب در كشورهاي خاورميانه هم ميتوانند انقلاب كنند. تبليغات غرب به طور سنتي هر انقلابي از جمله انقلاب فلسطين را مترادف با هرج و مرج طلبي و تروريسم دانسته و هر تسليمي را در برابر اميال و خواستهاي غرب اقدامي مشروع. بيدليل نيست كه غرب حماس را كه با انتخاب آزاد در غزه به قدرت رسيده به رسميت نميشناسد و آن را نامطلوب ميخواند. جامعه شناسان و مورخين غرب اينگونه تجويز كرده بودند كه انقلاب مردم شمال آفريقا در نيمه اول قرن بيستم با پايان گرفتن استعمار و حضور نظامي فرانسه، انگليس و ايتاليا در اين كشورها پايان گرفته و ديگر دليلي براي انقلاب وجود ندارد.
از سوي ديگر بعضي از غربيها پس از فروپاشي امپراتوري عثماني، تجزيه آن و گماردن مباشران محلي غرب در كشورهاي جديدالتأسيس به اين نتيجه رسيده بودند كه شايد بتوان عربها را با شكم سير رام كرد و اميال آزادي خواهانه آنها را كشت. شايد به همين دليل بوده است كه برخي از رهبران جهان عرب هم تسليم شدن بيچون و چرا در برابر اميال غرب را بر همبستگي با مردم خودشان ترجيح دادند. اما وقايع اخير تونس نشان داد كه اين تحليل بيپايه و غلط بوده است.
گمان بر اين است كه رهبران جهان عرب امروز شگفتزدهتر از هركس ديگري هستند. گويا همه آنها انگشت به دهان ماندهاند كه چرا مردم تونس زينالعابدين بن علي را از كشور بيرون كردند و چرا قصد ندارند تا رفع كامل فساد و ديكتاتوري دست از تلاش بردارند.
امروز موضوع تونس داغترين بحث در بين اعراب - چه مردم و چه رهبران سياسي آن ها- است. گويا جهان عرب روح و انگيزه تازهاي يافته است. الهامات جديدي را از تونس استشمام ميكند. نياز به بازگشت به خويشتن و به ارزشهاي قومي، ملي و مذهبي در هر لحظه از تحولات تونس نمايان است. اين پيامي است كه همه اعراب و همه ساكنان شمال آفريقا درك كردهاند.
دولت عربستان سعودي شايد اولين دولت عربي است كه دست به كار شده و «ژست» رهبري مآبانهاي اتخاذ كرده و براي ميانجيگري و حل بحران تونس اعلام آمادگي كرده است. رهبران عربستان سعودي كه قبل از پناه دادن به زينالعابدين بنعلي به عيدي امين و نواز شريف هم پناهندگي دادهاند اين بار هم عليرغم آن كه پشت حرمين شريفين موضع گرفتهاند احساس ميكنند كه مردم عربستان ممكن است به الگوي تونس دل ببندند. شايد به همين دليل است كه قيافه پدر بزرگ و ريش سفيد را به خود گرفتهاند.
اما رهبران مصر وضعيت متفاوتي دارند. به گفته مقامات دولتي مصر اوضاع تونس بر ميزان سرمايهگذاريهاي خارجي در مصر تاثير جدي داشته به طوري كه نگراني نسبت به امنيت مصر در سايه تحولات تونس سرمايهگذاران را نگران كرده است. گروههاي سياسي و رهبران آنها در مصر تظاهرات سراسري كمسابقه سه شنبه گذشته را آزمايشي براي اراده مردم و دولت مصر در قبال اوضاع سياسي و اجتماعي اين كشور و آغازي بر تحولات احتمالي بعدي ميدانند.
آمارها نشان ميدهد كه چهل در صد مردم مصر با درآمدي كمتر از دو دلار در روز گرفتار فقر مزمن و محروم از تامين نيازهاي اوليه خود هستند. حسنيمبارك رئيسجمهور مصر تحت تأثير تحولات تونس روز يكشنبه در يك سخنراني تلويزيوني وعده اشتغال، اصلاحات اقتصادي، تأمين عدالت اجتماعي و درآمد بالاتر را به مردم اين كشور داده است.
مبارك از سال 1981 تاكنون در قدرت است و اميدوار بوده است بتواند پسرش جمال را جانشين خود كند. اما تحولات تونس زنگهاي خطر را هم براي حسني و هم براي جمال به صدا در آورده است.
شك نيست كه حسني مبارك نگران تأثير تحولات تونس بر مصر است. حتي اگر نگران نباشد يا نگراني خود را نشان ندهد اين نگراني وجود دارد زيرا شرايط سياسي و اجتماعي مصر در شمال آفريقا بيشتر از هر كشور ديگر به تونس شباهت دارد.
تحولات جاري در تونس، مصر و شايد كشورهاي ديگري كه به زودي به اين فهرست اضافه شوند از نظر تحليلگران مستقل به عنوان چالش بزرگي در برابر سياست خارجي دولت باراك اوباما توصيف شده است. اگر چه رويدادها در هر يك از اين كشورها متفاوت است اما قرابتهاي ضدآمريكايي موجود در آنها نشاندهنده نارسائي عملكرد سياست خارجي آمريكا در خاورميانه و شمال آفريقا است.
تاريخ خبر: پنجشنبه 7 بهمن 1389- 22صفر1432 -27ژانویه 2011