شاید «طلا و مس» سومین فیلمی باشد که مستقیما در «ژانر» تازه ای که در سینمای ایران شکل گرفته، ساخته و به بازار عرضه شده است. طلا و مس بعد از «زیر نور ماه و مارمولک» در ادامه طرح موضوعات اجتماعی مربوط به گروه اجتماعی طلبه های حوزه های علمیه ارائه می شود.
در نگاه اول بیننده به این فکر می افتد که وقتی مسائل و مشکلات دانشجویان، جوانان، دختران، زنان، کودکان و دیگر گروه های اجتماعی در سینما و تلویزیون مطرح می شود چرا نباید به مسائل و مشکلات این گروه هم توجهی کرد. مگر قرار است مشکلات طلاب علوم دینی تا آن جا که به بقیه جامعه بر می گردد در یک محیط بسته دیگر گفته و حل و فصل شود؟ طلبه نیز عضوی از جامعه است، با جامعه سر و کار دارد و رفتار متعامل او با دیگر اعضای جامعه در خور بررسی و تحلیل است.
در بررسی تطبیقی «طلا و مس» با دو فیلم یاد شده دیگر به این نتیجه می رسیم که این فیلم حتی اگر موفق تر از «مارمولک» باشد دارای ارزش های سینمائی کمتری نسبت به «زیر نور ماه» است. پیام فیلم نیز مختصرتر و محدود تر از پیام جامع و رفیعی است که در «زیر نور ماه» طرح شد. با این وجود نمی توان از ارزش های طلا و مس غافل ماند.
شاید جذاب ترین وجه «طلا و مس» این باشد که بیننده به درون یک زندگی ناشناخته وارد می شود. ناشناخته از این بابت که اکثریت مردم که با طلبه ها و روحانیت آشنائی نزدیکی ندارند تصویر مشخصی هم از نوع زندگی و مشکلات آنها ندارند. گاه شنیده می شود که این گروه یعنی طلاب و به طور کلی روحانیون بی دغدغه و عاری از مشکلاتی هستند که بقیه جامعه ممکن است با آن دست به گریبان باشد.
زندگی «سیدرضا» پشت یک پرده آویزان شده جلوی در خانه ناشناخته و پنهان مانده است. اگر صدای موسیقی نامانوس به داخل حریم شخصی او وارد می شود ذره ای از تلخی زندگی شخصی او به جامعه درز نمی کند. با چنین بریدگی و گسیختگی کسی خبر ندارد که در دل این طلبه چه می گذرد.
«طلا و مس» به شناخت این دنیای ناشناخته و پنهان کمک می کند. بیننده طلبه هائی را می بیند که مثل بقیه مردم جامعه گرفتار مشکلات خانوادگی و اجتماعی هستند. طلبه هائی که دیر سر کلاس حاضر می شوند، عاشق هستند، مسافر کشی می کنند، پول قرض می کنند، زن و فرزند خودشان را دوست می دارند، بچه داری می کنند، غذا می پزند، ظرف و لباس می شویند، به دیگران رو می زنند، پیک نیک می روند، درد هجران را تحمل می کنند، برای همسرشان عطر می خرند و در نهایت با نیش و نوش های افراد دیگر جامعه روبرو می شوند. طلبه هائی که علی رغم برداشت ذهنی مخاطب برای حل این مشکلات تلاش می کند.
«طلا و مس» در لایه بعدی یعنی در بعدی عمیق تر به مبحث اخلاق و به خصوص اخلاق کاربردی توجه می کند. در این لایه طلبه ای، یا به طور کلی جوانی، را با همه مشکلات و گرفتاری های خانوادگی و شخصی می بینیم که مبانی اخلاق را درک کرده، باور داشته و به صورت تام و تمام در رفتار خود به کار می گیرد. طلبه ای در همه سطوح تعریف شده زندگی خود وظایفش را انجام می دهد. او انسانی چند بعدی است. عارف، زاهد، محقق و در عین حال پدری خوب، همسری مسوول، شهروندی سالم و با وقار است.
در کنار این طلبه جوان و شهرستانی که هرگز نمی تواند سر وقت در کلاس درس اخلاق استاد حاضر شود طلبه های دیگری را هم می بینیم که سر وقت در آن کلاس حاضر می شوند. رئیس مدرسه ای را هم می بینیم که چندان به اخلاق کاربردی اعتنا ندارد و مشکل طلبه مدرسه را درک نمی کند. اما آن جا که طلبه متخلق به اخلاق کاربردی پشت در کلاس درس به جفت کردن کفش دیگر طلبه ها مشغول می شود در می یابیم که اخلاق توام با عشق و اراده همان طور که صدای استاد از پشت در نوید می دهد راهی است برای نزدیکی به خداوند و آن اخلاقی است پسندیده که برای خدا به کار گرفته می شود نه برای تقرب به انسان های دیگر.
«طلا و مس» در ضلعی دیگر تاثیر انسان های با اخلاق را بر یکدیگر ترسیم می کند. آن جا که مشکل دارترین انسان ها وقتی با عشق و اخلاق خوش در کنار هم قرار می گیرند با هم افزائی هائی که ایجاد می کنند به اصلاح محیط پیرامون خود می پردازند. محیطی که در رویش جوانه ای بر درخت خشک زمستانی نوید بهار را می دهد و در تغییر ماهوی پرستار بیمارستان و دختر معصوم صاحبخانه متجلی می شود. شاید در میانه تماشای این فیلم انسان بتوان زیر لب به ترنم این شعر عرفانی حضرت مولانا بپردازد که:
از محبت تلخها شیرین شود
از محبت مس ها زرین شود
در حقیقت «طلا و مس» به بیننده نشان می دهد که انسان می تواند «مس» کم ارزش وجودش را که در فضای پر از گرفتاری و مشقت جامعه زنگار می گیرد در کارگاه کیمیاگری اخلاق و عشق به «طلا» تبدیل کند، طلائی که ارزش ذاتی و درونی دارد و حتی اگر از پشت پرده ای که جلوی درخانه محقر «سیدرضا» آویزان شده نمایش بیرونی پیدا نکند، حتی اگر در بازار خریداری نداشته باشد و حتی اگر در جامعه به درستی ارزشیابی نشود از ارزش آن کاسته نمی شود.